برای پسرم
خاطرات محمدمهدی
قالب وبلاگ

بابا جون دستتو گذاشت رو دستشو بلند گفت یاالله و این کارو تکرار کرد تو هم خیلی ذوق کرده بودی و مدام به همه دست میدادی و بلند میگفتی یویو  یویو موقع برگشت از خونه باباجون تو راه هی میگفتی یویو یویو یک لحظه برگشتم به عقب ماشین تا بفهمم برای چی یویو میگی آخه کاملاً ماجرارو فراموش کرده بودم ،دیدم دستاتو تو هم قفل کردی (به خودت یاالله میگفتی)و یویو میگی کلی قربون صدقه ت رفتیم و خندیدیم. قیافه بابا خیلی قشنگ میشه وقتی شیرین کاریهای تو رو میبینه: از ته دل شاد میشه منم همینطور.خنده

 الهی همیشه شاد و سرزنده باشی

[ شنبه ۱۳٩٠/٢/۳ ] [ ۸:٤٥ ‎ق.ظ ] [ سمیه سادات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رسول اکرم(ص): اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم یغفرلکم: فرزندان خود را گرامی دارید و آنان را خوب تربیت کنید تا آمرزیده شوید. بحارالانوار ج101 ص95 ------------ من، اینجا، صرفاً خاطرات شیرین محمدمهدی رو ثبت میکنم تا امروز بر لبان دوستانم و فردا بر لبان محمدمهدی لبخندی بنشانم ان شاءالله ------------------------- تولد محمدمهدی: 1388/7/28.....................تولد خواهر محمدمهدی(فاطمه خانوم):1393/3/11