برای پسرم
خاطرات محمدمهدی
قالب وبلاگ

امروز خیلی خوابم میاد ولی متأسفانه باید آرزوی خوابیدنو تا شب با خودم داشته باشم آخه پسر خوب بچه ای که مادرش کارمنده که نباید نصف شب بیدار شه و بازی کنه:گریه

دیشب با اینکه خیلی دیر خوابیدی (حدوداً ١١:٣٠) ولی نمیدونم چی شده بود که ساعت ۴:٣٠ از خواب بلند شدی و هر کاری کردم نخوابیدی. البته کاش فقط نمیخوابیدی بازی میکردی و میخواستی منم پا به پات بازی کنم . رو زمین غلت میزدی و با پا میزدی رو دست من . دردم نمیومد اما حسابی کلافه شده بودم آخه خیلی خوابم میومد.قسمت جالبش اینجاست که وقتی بهت گفتم بیا بریم تو گهواره  بخوابونمت بلند شدی و به سمت اتاق راه افتادی . اگه بگم مسیر حال تا اتاقو چیکار کردی تعجب میکنی خود من هم تعجب کرده بودم :تو مسیر آواز میخوندی ن ن ن ن ن ن ن خنده

هم میخواستم بخورمتخوشمزه هم میخواستم بکشمتعصبانی

[ یکشنبه ۱۳٩٠/٢/۱۸ ] [ ۸:٠٧ ‎ق.ظ ] [ سمیه سادات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رسول اکرم(ص): اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم یغفرلکم: فرزندان خود را گرامی دارید و آنان را خوب تربیت کنید تا آمرزیده شوید. بحارالانوار ج101 ص95 ------------ من، اینجا، صرفاً خاطرات شیرین محمدمهدی رو ثبت میکنم تا امروز بر لبان دوستانم و فردا بر لبان محمدمهدی لبخندی بنشانم ان شاءالله ------------------------- تولد محمدمهدی: 1388/7/28.....................تولد خواهر محمدمهدی(فاطمه خانوم):1393/3/11