برای پسرم
خاطرات محمدمهدی
قالب وبلاگ

از بس تو ماشین شیطونی و بازی میکنی فکر میکردم هیچ دقتی نسبت به محیط اطرافت نداری  ولی حالا یقین دارم که تو در اوج بازی و شیطنت از محیط اطرافت غافل نمیشی اینو به این دلیل میگم که مدتهاست فهمیدم تو محله زندگیمونو کاملاً میشناسی. ماجرا از اینجا شروع شد که ما هروقت سواره یا پیاده نزدیک خونه (کوچه)حالا یا خونه خودمون یا خونه مامان جونی میشیم تو با ناله یا گریه میگی "ددر ددر" یعنی نریم خونه:این یعنی اینکه کاملا کوچه رو میشناسی حالا مدتیه که وقتی نزدیک میدانونی که به نسبت از خونه هم دوره میشیم همون ادارو درمیاری من و بابا هم درعین لذت بردن از دقت و توجهت  غش غش میخندیم و بی توجه به گریه و یا ناله ت ذوق میکنیمنیشخند

نکته جالب:حتی اگه ساعتها ددر بوده باشی و بازی کرده باشی باز وقتی نزدیک خونه میشیم ناله میکنی که ددر و اعتراض که چرا منو دارید میبرید خونه .بنظر میاد سیرمونی نداری.نمونه ش همین دیشب که وقتی از مراسم توت خوری و بازی بعد سه چهار ساعت برگشتی با گریه آوردیمت خونهخنده

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۳/۱۱ ] [ ۸:٥٥ ‎ق.ظ ] [ سمیه سادات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رسول اکرم(ص): اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم یغفرلکم: فرزندان خود را گرامی دارید و آنان را خوب تربیت کنید تا آمرزیده شوید. بحارالانوار ج101 ص95 ------------ من، اینجا، صرفاً خاطرات شیرین محمدمهدی رو ثبت میکنم تا امروز بر لبان دوستانم و فردا بر لبان محمدمهدی لبخندی بنشانم ان شاءالله ------------------------- تولد محمدمهدی: 1388/7/28.....................تولد خواهر محمدمهدی(فاطمه خانوم):1393/3/11