برای پسرم
خاطرات محمدمهدی
قالب وبلاگ

دیروز ظاهراَ کارهای خیلی حیرت انگیزی کردی جوری که مامان جونو هم به وحشت انداختی هم به حیرت و هم اینکه سرذوق آوردی:

ماشین ریش تراشی داییرو پیدا کرده دو شاخه شو به سه راهی کامپیوتر زده و نهایتاَ ماشینو به صورت و پشت لبت کشیدی.مامان جون وقتی میرسه بالای سرت که تورو در حال اصلاح میبینه و ظاهراَ لحظه ای ازت غافل شده بوده. میگفت نمیدونستم بخندمخنده یا گریه کنمگریه. تازه وقتی هم که میخواد ماشینو ازت بگیره با مقاومت شدید از ناحیه شما مواجه میشه جوری که کم مونده بوده موهای سرتو، آره همون یکذره موتو هم از دست بدی.

من به اختیار خودت میزارم که از خوندن این خاطره به خودت بخندی یا اینکه...

من که از شنیدنش خیلی حال کردم و ذوق زده شدمخندهخنده

[ دوشنبه ۱۳٩٠/۳/۳٠ ] [ ۸:٢٥ ‎ق.ظ ] [ سمیه سادات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رسول اکرم(ص): اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم یغفرلکم: فرزندان خود را گرامی دارید و آنان را خوب تربیت کنید تا آمرزیده شوید. بحارالانوار ج101 ص95 ------------ من، اینجا، صرفاً خاطرات شیرین محمدمهدی رو ثبت میکنم تا امروز بر لبان دوستانم و فردا بر لبان محمدمهدی لبخندی بنشانم ان شاءالله ------------------------- تولد محمدمهدی: 1388/7/28.....................تولد خواهر محمدمهدی(فاطمه خانوم):1393/3/11