برای پسرم
خاطرات محمدمهدی
قالب وبلاگ

پنج شنبه شب مهمان عمو مرتضی بودیم .بعد شام عمو و زنمو همه مهمانهارو  که به نسبت زیاد هم بودند جهت صرف چای و میوه به پشت بام خونه شون دعوت کردند. باورم نمیشد پشت بامشونو به صورت تکه ای از بهشت درست کرده بودند این زنمو و عموی بسیار باسلیقه و خوش ذوق! و زیبا و دلچسب سرشار از خوراکی های خوشمزه و مفید. فکر نمیکردم تو هم به اندازه سایرین از دیدن اون همه زیبایی اینطور به وجد بیای که مات و مبهوت بمونی و فقط نگاه کنی. جوری غرق در زیبایی محیط شده بودی که به راحتی میشد ازت عکس گرفت البته بعد از مدتی شروع کردی به بازی و البته فضولی کردن و تمنای دست زدن به آبهای حوض .

همه اون چیزایی که بالاتر گفتم هیچ بود در مقابل کشف جدیدتون آقا. بله شما برای اولین بار اونشب با آسمان زیبای خدا که هیچ بشری توانایی خلق ذره ای از اونو نداره آشنا شدید اونهم به صورت اتفاقی وقتی که قصد کردید ادای محیارو در بیارید و رو پای مامانتون دراز بکشید . چشمت که به آسمان افتاد بی اختیار با صدای بلند گفتی اوووووووووو و همینطور به من و بابا آسمانو نشون میدادی. بابا هم برات از ابرها میگفت و ستاره ها و تو دیگه گیر دادی به ستاره ها که الا و بلا بیان پایین و اینجا بود که دیگه کوتاه نمیومدی دستتو میزدی به زمین، بعد با انگشتت به سمت آسمان اشاره میکردی و میگفتی ان ان ان (به زبان شما یعنی بیاد اینجا)هرچی هم میگفتیم ستاره باید تو آسمان باشه قبول نمیکردی و همچنان اصرارلبخند

به نظر من تو زیباترین فرشته  خدای بزرگ هستی که  بمن عطا شده

[ شنبه ۱۳٩٠/٤/٤ ] [ ۸:۳٩ ‎ق.ظ ] [ سمیه سادات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رسول اکرم(ص): اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم یغفرلکم: فرزندان خود را گرامی دارید و آنان را خوب تربیت کنید تا آمرزیده شوید. بحارالانوار ج101 ص95 ------------ من، اینجا، صرفاً خاطرات شیرین محمدمهدی رو ثبت میکنم تا امروز بر لبان دوستانم و فردا بر لبان محمدمهدی لبخندی بنشانم ان شاءالله ------------------------- تولد محمدمهدی: 1388/7/28.....................تولد خواهر محمدمهدی(فاطمه خانوم):1393/3/11