برای پسرم
خاطرات محمدمهدی
قالب وبلاگ

من نمیدونم چرا باید برنده همه بازی های دو نفره مون،شما باشید و بازنده همیشگی من؟ وقتی  شمشیر بازی میکنیم چند لحظه بعد از شروع بازی تا میبینی که حریفم نمیشی شمشیرو با زور و ناله ازم گرفته و بعد بی مهابا بهم میزنی .اگر مقاومت کنم و  شمشیرو بهت ندم  انتظار داری  بی حرکت بایستم تا حسابی شمشیر به سر و صورتم بخوره و دم نیارم .بعدش هم چنان قیافه ای به خودت میگیری که اینگار در نبرد حق علیه باطل پیروز شدیعصبانی

تفنگ بازیت هم دست کمی از شمشیر بازیت نداره.کی گفته من باید همیشه بمیرم اونم نه معمولی بلکه با کلی جنغولک بازی مثل پرت کردن خودم به زمین و شکلک در آوردن  و ...  . اونروز تعداد مردن هامو شمردم 40 بار تفنگو به سمتم نشونه گرفتی و کوخ گفتی و من  هم به همون ترتیبی که گفتم کشته شدم و تو هر بار از ته دل جوری خندیدی که اینگار بازیرو تازه شروع کردیم. آخراش دیگه کم مونده بود گریه کنمگریه 

بقیه بازیها هم مثل دو مورد قبل تنها برنده ش تویی.بازیهایی مثل مسابقه ماشینها ،دنبال بازی و بازی قایم موشک

 

[ یکشنبه ۱۳٩٠/٥/٩ ] [ ۸:٠٦ ‎ق.ظ ] [ سمیه سادات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رسول اکرم(ص): اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم یغفرلکم: فرزندان خود را گرامی دارید و آنان را خوب تربیت کنید تا آمرزیده شوید. بحارالانوار ج101 ص95 ------------ من، اینجا، صرفاً خاطرات شیرین محمدمهدی رو ثبت میکنم تا امروز بر لبان دوستانم و فردا بر لبان محمدمهدی لبخندی بنشانم ان شاءالله ------------------------- تولد محمدمهدی: 1388/7/28.....................تولد خواهر محمدمهدی(فاطمه خانوم):1393/3/11