برای پسرم
خاطرات محمدمهدی
قالب وبلاگ

چند روزی بود که بعد خوردن آب، کلمه ای به کار میبردی که بهیچ وجه متوجه معنیش نمیشدم !!تعجبتا دیشب که دوباره بعد خوردن آب اون کلمه رو بکار بردی و بابا هم طبق معمول و بلافاصله بهت گفت بگو :"یا حسین".مثل جن گرفته ها پریدم بالا .درسته "حسین "همون کلمه ای بود که تو میگفتیش، البته شیرین تر و قشنگ تر و دلچسب تر "حوشین"فرشته

از نوزادی هروقت آب بهت میدادیم ،بعد نوشیدنش بابا بهت میگفت ،بگو : "یا حسین "و من هم می گفتم، بگو: "سلام بر لبهای تشنه حسین" (البته بابا بعضی وقتها اعتراض میکرد که کوتاه بگو بچه که نمیتونه عبارت به این طولانیرو بگه و البته من هم به حرف بابا اصلاً گوش نمیکردمچشمک)و حتی بالاتر از این؛ بعد هر نوع نوشیدنی (گرم و سرد) این عبارتو بکار میبردم و ازت میخواستم بگیش و مامان جونی هم در این زمینه حسابی سنگ تموم برامون میگذاشت( گرچه بچه بودی و فقط نگاه میکردی و من نمیدونستم از چه سنی میخوای سلام بدی) و حالا این تویی که هربار بعد خوردن آب بی نیاز به تذکر ما اسم زیبای ارباب و مولامون امام حسین علیه السلام رو بکار میبری.

الهی بری کربلا عزیز دل من 

 

[ شنبه ۱۳٩٠/۸/٢۱ ] [ ۸:٠٢ ‎ب.ظ ] [ سمیه سادات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رسول اکرم(ص): اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم یغفرلکم: فرزندان خود را گرامی دارید و آنان را خوب تربیت کنید تا آمرزیده شوید. بحارالانوار ج101 ص95 ------------ من، اینجا، صرفاً خاطرات شیرین محمدمهدی رو ثبت میکنم تا امروز بر لبان دوستانم و فردا بر لبان محمدمهدی لبخندی بنشانم ان شاءالله ------------------------- تولد محمدمهدی: 1388/7/28.....................تولد خواهر محمدمهدی(فاطمه خانوم):1393/3/11