برای پسرم
خاطرات محمدمهدی
قالب وبلاگ

غم زهرا(س) مرا سوز درون داد         دم حیدر(ع) به من شور جنون داد

حسین(ع) آمد به زخم دل نمک ریخت       مرا با شور عاشورا در آویخت

دیشب بابا رفت هیأت و من و شما موندیم خونه، درنتیجه وظیفه سنگین خواب کردن شما بعد مدتها افتاد به گردن بنده.چراغهارو خاموش کردم و شروع کردم لالایی خوندن.

وسط لالایی:

محمدمهدی:مامان یوژه(روضه)،من، گی یه(گریه)

مامان: برات روضه بخونم

محمدمهدی:آره

مامان:واقعاً

محمدمهدی:آره

منم شروع کردم و تو هم دست گذاشتی رو چشماتو و صدای گریه رو در آوردی و هق هق کردی و چه حرفه ای تنتو میلرزوندی(اگه گریه هات واقعی میبود چه محشری میشد)

وسط روضه مامان:

محمدمهدی:مامان من یوژه،مامان گی یه

مامان:میخوای تو روضه بخونی

محمد مهدی:آره

مامان:بخون پسر گلم ببینم چجور میخونی

 و تو شروع کردی:حوسیییییین(حسین)،حوسیییییین و چقدر زیبا میخوندی برای من.

اما مامان دیگه الکی گریه نمیکرد بلکه راستکی راستکی گریه میکرد هم بخاطر امام غریب و مظلومناراحت و  هم بخاطر نعمت بزرگی چون شمالبخند

[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/۸ ] [ ۸:٥۳ ‎ق.ظ ] [ سمیه سادات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رسول اکرم(ص): اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم یغفرلکم: فرزندان خود را گرامی دارید و آنان را خوب تربیت کنید تا آمرزیده شوید. بحارالانوار ج101 ص95 ------------ من، اینجا، صرفاً خاطرات شیرین محمدمهدی رو ثبت میکنم تا امروز بر لبان دوستانم و فردا بر لبان محمدمهدی لبخندی بنشانم ان شاءالله ------------------------- تولد محمدمهدی: 1388/7/28.....................تولد خواهر محمدمهدی(فاطمه خانوم):1393/3/11