برای پسرم
خاطرات محمدمهدی
قالب وبلاگ

آسمان امشب به حالم مویه کن                        روح تبدار مرا پاشویه کن

تو پست قبلی برات نوشتم که سرماخورده بودی و تب میکردی.بعد اینکه از دکتر برگشتیم علیرغم اینکه بهت شربت های تجویزی دکتر رو داده بودم ولی تا صبح در تب میسوختی و من هم مجبور شدم پاشویه ت کنم و البته همراهش گریه از حرف شما:  آخه هربار که دستمال مرطوبو رو پات میگذاشتم با اینکه خواب بودی میگفتی: یا حوشین(حسین) غریب مادلم(مادرم).و بعد بلافاصله میگفتی آب، آب بده. و من هم به بهانه آب دادن میبردمت سر ظرفشویی تا بتونم دست و پاتو بشورم و اونجا هم بعد اینکه آب میخوردی با اینکه چشمهات بسته بود باز همون جمله رو خیلی شیرین بر زبان میراندی

یا حوشین غریب مادلم(مادرم).

این جریان چندین بار تکرار شد و من هربار مست از عشق حسینیت  میشدم و همونجا همراه با اشک از عمق وجود میگفتم:الهی امام حسین شفات بده. 

[ شنبه ۱۳٩٠/۱٠/۳ ] [ ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ] [ سمیه سادات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رسول اکرم(ص): اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم یغفرلکم: فرزندان خود را گرامی دارید و آنان را خوب تربیت کنید تا آمرزیده شوید. بحارالانوار ج101 ص95 ------------ من، اینجا، صرفاً خاطرات شیرین محمدمهدی رو ثبت میکنم تا امروز بر لبان دوستانم و فردا بر لبان محمدمهدی لبخندی بنشانم ان شاءالله ------------------------- تولد محمدمهدی: 1388/7/28.....................تولد خواهر محمدمهدی(فاطمه خانوم):1393/3/11