روضه امام حسین(علیه السلام)

غم زهرا(س) مرا سوز درون داد         دم حیدر(ع) به من شور جنون داد

حسین(ع) آمد به زخم دل نمک ریخت       مرا با شور عاشورا در آویخت

دیشب بابا رفت هیأت و من و شما موندیم خونه، درنتیجه وظیفه سنگین خواب کردن شما بعد مدتها افتاد به گردن بنده.چراغهارو خاموش کردم و شروع کردم لالایی خوندن.

وسط لالایی:

محمدمهدی:مامان یوژه(روضه)،من، گی یه(گریه)

مامان: برات روضه بخونم

محمدمهدی:آره

مامان:واقعاً

محمدمهدی:آره

منم شروع کردم و تو هم دست گذاشتی رو چشماتو و صدای گریه رو در آوردی و هق هق کردی و چه حرفه ای تنتو میلرزوندی(اگه گریه هات واقعی میبود چه محشری میشد)

وسط روضه مامان:

محمدمهدی:مامان من یوژه،مامان گی یه

مامان:میخوای تو روضه بخونی

محمد مهدی:آره

مامان:بخون پسر گلم ببینم چجور میخونی

 و تو شروع کردی:حوسیییییین(حسین)،حوسیییییین و چقدر زیبا میخوندی برای من.

اما مامان دیگه الکی گریه نمیکرد بلکه راستکی راستکی گریه میکرد هم بخاطر امام غریب و مظلومناراحت و  هم بخاطر نعمت بزرگی چون شمالبخند

/ 1 نظر / 9 بازدید
خاله مرجان

الهیییییییییییییی[ماچ]