عروسی

امام علی علیه السلام:

اگر صبر کنی مقدّرات الهی بر تو جاری می شود و مأجور خواهی بود. و اگر بیتابی کنی باز هم مقدّرات الهی بر تو جاری می شود ولی پاداشی نخواهی داشت.

مستدرک الوسائل، ج2، ص231

بسم الله الرحمن الرحیم

از مدتها قبل تصمیم داشتیم که فقط بابا بره عروسی و من و شما هم بریم حرم! چندباری هم که بابا یا مامان جونی پیشنهاد دادن که بابا تو رو با خودش ببره تا مثلاً من اذیت نشم، با مخالفت سخت من روبرو شده بودن که: هرگز! من حاضر نیستم تمام زحمتای چندساله مو تو یه شب از دست بدم! خدارو خوش نمیاد که من برم زیارت و دعا، بچه بره عروسی! همینم مونده که بچه مو بفرستم عروسی و ...( حالا یکی نبود بگه آخه آدم حسابی کی گفته تو خیلی زحمت کشیدی، کی گفته با یه شب همه چی بر باد میره، تو آخه ...)

فقط همینو بگم که همینکه بابا و خودت از من دور شدید تا برید عروسی و مثلاً من هم راهی حرم شم، پشیمون شده بودم مثل چی و هی خودمو لعنت میفرستادم که چرا علیرغم اصرارهای تو برای با من بودن، حاضر نشدم با خودم ببرمت و خیلی راحت و بی فکرانه از خودم جدات کردم (البته چراش برای خودم معلوم بود: راحت طلبی و اینکه بی دغدغۀ بچه ای که آب بخواد یا ج ی ش داشته باشه یا غر بزنه و ... بشینم دعارو گوش کنم)

همینکه پا تو حرم گذاشتم اوضاع عذاب وجدان خراب تر و خراب تر شد و انواع و اقسام فکرای ناجور زد به سرم: نکنه تو قسمت آقایون هم موسیقی پخش شه، نکنه  بخوای بری تو قسمت خانوما، نکنه....

بچه هارو که میدیدم سرمستانه تو حرم میدون و بازی میکنن حالم بدتر میشد و.... از شانس، همه عوامل هم دست به دست هم داده بودن تا من بیشتر له شم: فکر نکنم آقای میثم مطیعی هر هفته، شب جمعه حرم حضرت معصومه سلام الله علیها باشن ولی از شانس، اونشب حرم بودن. یادم میفتاد دوست داری این مداح رو و حالا نیستی تا حتی در حین بازی استفاده ببری ...ناراحت)

و این شد که بابارو با پیامهای پی در پی رسماً کشتم که امانتی رو که بهش سپردم همونطور که لحظه جداشدن بود، بهم برگردونه!تعجب

__________________

-کاش هربار که با جدیّت میگفتم اجازه نمیدم بچه بره عروسی و واقعاً هم فکر میکردم همونطور میشه که من میخوام نه اونیکه اطرافیان میگن، یه "انشاءالله" هم ضمّ حرفام میکردم.

-کاش اینقدر به قدرت خودم در تربیت تو اونطور که خودم میخوام، اطمینان نمیکردم و میفهمیدم یه اراده ای بالاتر از اراده من هست که ...

-حالا حسابی برام جا افتاده که باباها هم به همون اندازه مامانا رو تربیت بچه هاشون حساسیت دارن و تازه بابا هم کمی بیشتر از بقیه شاید. الحمدلله خوب امانتداری کرده بود!

-به قول یه بنده خدایی مادری بد دردیهچشمک

-تا منو دیدی، گفتی: مامان، من پیش بابا نشسته بودم و فقط صلوات فرستادیم یه کوچولو هم دست زدیم! تو هم حساسیتهای منو فهمیدیلبخند

/ 31 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
موذن

سلام خواهر خوبم حساسیت و دغدغه تان واقعا ستودنی و قابل تقدیره اما این که کادر و حریم خاصی برای زندذگی و تجربه او تصور کنیم یقینا دامنه آسیب پذیری او را در آیبنده دوچندان خواهد کرد . او را بجای محروم ساختن و دغدغه بدآموزی داتشتن چنان باید قوی و هوشیار تربیت کرد که قابلیت تفکیک خوب و بد و قدرت تمیز سره از ناسره را داشته باشد و او چنین بوده و خواهد بود . دامن پر مهر مروارید نابی را پرورش می دهد که چنین بد آموزی های لحظه ای تاثیری در او نخواهد داشت و شاید هوشیاری او را دوچندان کند . بهترین آرزوهایم تقدیم تان شادوتندرست باشید جان شما و جان این دلاور مون

محمدامین

سلام مجدد؛ تشکر به این خاطر بود که در تربیت فرزندتون خیلی دقت میکنین چون اطراف خودم کمتر خانواده ای میبینم که با این حساسیت به جا در تربیت فرزندشون دقت کنند. خوش بحال آقا محمد مهدی به خاطر چنین والدینی و اینکه خداوند شما رو غریق رحمت کند ان شاءالله. موفق باشيد

امیر مهدی و عمی

سلام عزیزم زیارت قبول البته همراه با عذاب وجدان[زبان] ای شیطون بلا شما هم دست این مامان های دلسوزو خوندیدا[چشمک] انشاله همیشه شاد باشید. التماس دعا[ماچ]

مرجان

هی فکر کردم چی برات بنویسم یادگاری بمونه...دیدم همه چی رو بهت گفتم. فقط میگم خیلی خلی!!!![نیشخند]

عقیق

دغدغه و دقتت در این مورد کاملا به جا و تحسین برانگیزه و ان شاءالله حتما نتیجه ش رو هم میبینی [لبخند] خدا خودش کمک کنه،یعنی بعضی وقتا میگم خداجون فقط فقط فقط خودت وگرنه ما که... ولی واقعا اینکه پدر و مادر توی این زمینه ها هماهنگ باشن خیلی مهمه. ان شاءالله همیشه بچه هامون از تمام آسیبها و دامهایی که سر راهشونه به لطف و کمک خدا مصون بمونن.

فاطمه ی خدا

سلام زیارتت قبول باشه خانوم. تازشم خودمم هم شب و هم روز تولدم رفتم زیارت حضرت معصومه.تازشم.دلت سوخت؟

سید مهدی

سلام مامان محمد مهدی عزیز . نمیتونم بگم از طرز فکرتون خوشم اومد .اینکه شما دلهره داشتید نکنه تو قسمت آقایون موسیقی پخش بشه یه کم نرگرانیتون بی مورد بوده خداوند سبحان قبل از آفرینش بشر اول موسیقی رو آفرید میدونم الان میخواید بگید موسیقی داریم تا موسیقی و از این حرفها .ولی بازم میگم موسیقی که توش حرفهای رکیک استفاده نشه از نظر من اصلا ایرادی نداره . این فرهنگ مثل رودخانه ای هست که میره و اگه در جهت مخالفش بخوای حرکت کنی بی شک غرق میشی اما راجبه نبردن محمد مهدی عزیز .اصلا عذاب وجدان نداشته باشید شاید فعلا طلبیده نشده .انشاالله دفعه دیگه آقا طلب کنه و به اتفاق خانواده برید.

هدی

سلام خوش به حالتون خانومی رفتین حرم.... اینقده دلم تنگ شده نزدیکه پنج ساله که طلبیده نشدم دارم دق می کنم. ماهم فردا شب عروسی دعوتیم فامیل نزدیکن از همین حالا عزا گرفتم که چیکار کنم چون هیچ رقمی نمی تونم از زیرش در برم[ناراحت]

نسیم

سلام شما خوبی من خوبم .ممنون از شما

مامان سام

آخه بمیرم واسش .مامانی خوب از شما حساب می بره[شوخی]