کلک

امام علی علیه السلام:

سخت بپرهیز از نیرنگ که اینکار از خلق و خوی مردمان پست و لئیم است.

شرح غررالحکم مرحوم خوانساری،ج2،ص306

بسم الله الرحمن الرحیم

ساعت 7 بعد از ظهر بود، از صبح نخوابیده بودی ولی  همچنان داشتی دور اتاق میچرخیدی و بازی میکردی، شامتو داده بودم و دیگه دلم نمیخواست بیدار بمونیاز خود راضی، فقط باید راضیت می کردم بری wc( سخت ترین کار) و بعدش سمت اتاق خواب! آنی نقشه ای به ذهنم خورد: (متن زیر رو با هیجان بخون، همشو؛ هم حرفای من و هم حرفای خودتو)

: بدو بدو برو دستشویی!

-چرا باید برم؟

: باید جایی بریم چون!

-کجا؟

: خودت حدس بزن!

-خونه مامان جونی سینا؟

:نه

-خونه مامان جونی محیا؟

:نه

-پارچ پرواز؟

:نه

-میخوای بریم برای من اسچیت بخری؟

:نه!

-خونه خاله مریم؟

:نه!

(دیگه شلوارتو پوشیده)

-پس کجا؟

:میخواهیم بریم رو تخت بخوابیمنیشخند

-کجا؟ بریم بخوابیم؟!( حالا دیگه با فریاد بخون این جمله رو)

از رودستی که خورده بودی داشتی سکته میزدی! صورتت سرخ شده بود! فریاد میزدی! از اینکه برای wc رفتن کلک خورده بودی خیلی عصبانی شده بودی!

ترسیدم، ازت ترسیدم! باید چاره ای پیدا میکردم. گفتم حالا که کلک خوردی نیایی منو بخوری و فرار کردم. تا فرارمو دیدی شروع کردی به دنبال کردنم و خندیدن و چند دقیقه ای بدو بدو کردن و بعد هم لالانیشخند خداروشکر

* شانس آوردم که بچه ای و زود بدی هارو فراموش میکنی، چون جا داشت بخاطر کلکی که زده بودمت یه دل سیر کتکم بزنی!چشمک

* تصمیم گرفتم دیگه بهت کلک نزنم مگه اینکه مجبور مجبورم کنی!چشمک

* بگذریم!

/ 37 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
baba90

سلام بله گاهي لازمه سر بچه ها كلاه بذاري!!.... موفق باشيد و پيروز

ملی جون

[قهقهه]خدا براتون حفظش کنه خیلی بانمکه

مریم مامان آریا

خیلی نامردی ! آخی حق داشته خیلی شاکی بشه بد جوری سرکارش گذاشتی یعنی چی خانوم با احساسات بچه بازی کردی بنده خدا تا خود صبح خودش رو خواب می خوره اون وقت پسر شما ساعت چند می خوابه ؟ 7 شب ؟ بعد کی شما و باباش رو می بینه ؟ وای چه زود ؟ البته منم می تونم خواب آریا رو اینجوری تنظیم کنم ها ولی خوب دلم نمیاد سخته برام بعدشم دیگه از این کارا نکنی ها دختر بد [نیشخند]

مریم مامان آریا

آره خوب دکترا درست می گن برای ساعت خواب ولی من چی فکر کردم دیدم سه چهار ساعت بودن اون با من و من با اون راضیم نمی کنه دوست دارم اعظم ساعت بیداریش رو پیش من و پدرش باشه بیشتر به خاطر مسئله تربیتش که خودم نظارت بیشتری رو روش داشته باشم و البته که شما حتما از بابت مسائل تربیتی محمد مهدی در ساعاتی که پیشتون نیست خیالتون راحته حتما

مریم مامان آریا

میدونی من بیشتر به خاطر تربیتش نمی خوام زیاد ازم دور باشه و نه بیشتر به خاطر اینکه بیشتر ازش سیراب بشم چون همه فاکتورهایی که من مدنظرم هست برای تربیت به اریا منتقل کنم رو پدر و مادر بزرگش منتقل نمی کنن کما اینکه اونها استاد بنده هستن ولی خوب نمی تونم اعظم مسائل تربیتیش رو به اونها بسپرم و بعد منتظر بمونم ببینم نتیجه اونی که من می خواستم شده یا نه یعنی خیالم راحت نیست

مریم مامان آریا

نه نه نه اصلا اینطور نیست من هیچ کدوم از کارهایی که شما الان گفتید که انجام می دید رو بلد نبودم که انجام بدم نه من اصلا منظورم این نیست که تمام ساعاتی که پیشمه رو صرف تربیتش می کنم نه واقعا هر چند می دونم موجود ارزشمندی هم نیستم که الگوی رفتاری مناسبی برای پسرم باشم اما خوب حداقل یه سری کنترل ها رو روش دارم اینکه چی بشنوه و چی نشنوه و چی ببینه و چی نبینه از این لحاظ و بیشتر از لحاظ بعد معنویش پدر و مادر شوهرم انسان های خوب و ارزشمندی هستن خیلی شاخص های انسانی بودن رو دارن اما فقط یه مورد هست که من اون رو نمی پسندم اونم همین مسائل مذهبی هست می خوام نماز خوندنم رو بینه و همین طور بعضی کانالهای الکی ماهواره رو نبینه چون من نمی تونم به اونها بگم نبینید اختیار دار اونها نیستم ولی خوب تلاشم می کنم که پسرم رو محافظت کنم نه اینکه اونها چیزهای عجیبی می بینن نه ! من دوست دارم به جاشون چیزهای بهتری ببینه و یا اینکه وقتش بهتر پر بشه ضمن اینکه ساعاتی رو که اونجا به بطالت ممکنه بگذره رو برنامه ریختم که بیشترش رو اونجا خواب باشه و در عوض ساعاتی که پیش خودمه رو براش برنامه ریزی داشته باشم خیالم راحت تره وگرنه خیلی آ

مریم مامان آریا

اصلا فکر نکنید که تمام مدتی که آریا پیشمه دارم یه کار مفیدی می کنم من فقط خیالم وقتی پیش خودمونه راحت تره

مریم مامان آریا

مادر عاقله کامل ! نه واقعا این طور نیست چه کسی کامل هست ؟ همه نقصهایی داریم اونی که باید درس بگیره من هستم عزیزم

مریم مامان آریا

البته خوش به حال شما که الگوی خوب و جامعی هستید برای پسرتون من این کارها رو بلد نیستم توکل بر خدا