یایا یایا

قرار بود صاحبخانه جدید و همسرش بیان خونه. بابا هم خیلی اصرار داشت که گهواره سنتیتو جمع کنیم منم جمع کردم و گذاشتم داخل کمد. مدتی گذشت تا گذر شما افتاد به اتاقتون .پیشم اومدی و بلند میگفتی یایا  یایا : یعنی لالام کو ؟یایا یایا میکردی یکسره. منم آزارم گرفت و گفتم یایات رفت.حالا حدس بزن چیکار کردی وقتی شنیدی یایات رفت؟! سرتو گذاشتی رو دیوار و شروع کردی به گریه بامزه کردن و ناله که یایا یایا از شدت ذوق و خنده نمیدونستم چه باید بکنم دلم میخواست همه باشن و این فیلمتو ببیننخنده

/ 0 نظر / 9 بازدید