مهدکودک

امام موسی کاظم علیه السلام:

چشمانت را به پرخوابی عادت مده، چرا که چشمها ناسپاسترین اعضاء بدن هستند.

بحارالانوار،ج49،ص27

بسم الله الرحمن الرحیم

امروزدر سن سه سال و یازده ماه و پنج روزگی، برای اولین بار رفتی مهدکودک ( البته اسمشو گذاشتن پیش دبستانی یک)قلب

از خودم متعجبم که چرا اینقدر راحت حرف باباتو مبنی بر اینکه" بزار پسرت مرد بار بیاد" قبول کردم و به خاله نرگس گفتم بجای من ببردت مهد! امیدوارم پشیمون نشم از این کارم!

 

 

دیروز عصر وقتی مامان جونی بهم گفت که خاله مریم ازش خواسته تا خونه ش بره و کمک حالش باشه، با خودم گفتم: "اوه این مریم هم چقدر خودشو لوس میکنه! مجتبی و محمد که بزرگن و خودشون کارای مدرسه شونو انجام میدن، امیررضای بیچاره هم که کوچولوئه و بی دردسر، حالا دیگه اینقدر شلوغ کردن نداره  و .."!

اما شب وقتی از زور خستگی و کلافه گی بابت انجام همزمان کارهای خونه و آماده کردن مقدمات "مهد" رفتن "یه بچه یعنی شما" کم مونده بود بشینم و یه دل سیر گریه کنم(تازه وقتی آخرین کارو که کشیدن شام بود انجام دادم، پدر و پسر همزمان گفتید اینه شام؟ چقدر کمه) رو کردم به خدا و گفتم: غلط کردم خدا! بی انصافیمو در حق خواهر عزیزم ببخش!

بمیرم براش، با سه تا بچه، اونم از نوع پسر، اونم از نوع شیطونش! الحمدلله

/ 37 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علامه كوچولو

سلام پس پسرمون بالاخره راضي به انفصال از مادر شد؟همون مهدي كه يه بار توو پذيرشش ادا در اوردن يا جاي ديگه ست؟ انشاء الله به سلامتي..... خدا به خواهر بزرگوارتون هم ،تحمل زياد و يك دل دريايي عنايت كنه ساليان بعد نتيجه مجاهدت و صبرش رو با شكوفايي رو به تعالي پسرانش ببينه

علامه كوچولو

راجع به پست بالا هم: شنيده بودم مهد به بچه ها استقلال ميده اما نه روز اول اونم در اين حد؟!!![چشمک] خدا به دادت برسه سميه جان[خوشمزه]

مامان نازدونه ها

[خنده] راست میگه یکی از حق های همخونه تون اینه که اجازه ی اظهار نظر وسلیقه داشته باشه[قلب]

طنزستان فرشید

سلام به وبلاگ من سر بزنید ، اگه مایلید تبادل لینک کنیم [لبخند]

مامان گل پسرا

انشاالله گل گلدونه گلدون زندگیت همیشه شاداب و با طراوت باشه[گل][ماچ] عاشق اینطور دلبری کردن بچه هام،خیلی لذت بخشه.[قلب]

عمه

خدابرات نگهداره....خداوندهمش میخوادبنده هاشو هل بده بطرف بهشت .کاش بیشتر استفاده ببریم[گل]

تبسم

ممنون سمیه جان. چه خوب که محمد مهدی اینقدر زود میخوابه . و چه خواهر خوبی . ماشاالله. خدا حفظشون کنه.

یار مهربان

سلام بچه ها از این که مامانا و باباها خودشون بچه ها رو میبرن و میارن کلی ذوق میکنن.. تا میتونی این کاررو خودتون کنین. مقایسه میکنن با بچه های دیگه، اونوقت چون نمیتونن بگن خشم و ناراحتیشون رو یه جور دیگه ابراز میکنن( نا فرمانی، پر خاشگریو...)

ورامین نامه

سلام وقت بخیر وبلاگ خوبی داری خوشحال میشم به سایت ما هم سری بزنی هم تو وبلاگت لینکش کنی تا دیگران بیشتر با شهر ما آشنا بشن هم توش عضو بشی و از امکاناتش استفاده کنی