داستان داداش و آبجی

امام باقر علیه السلام:

خداوند می فرماید: هیچ بنده ای خواست مرا بر خواست خودش برنگزیند مگر اینکه شغل و زندگی او را روبه راه کنم و آسمانها و زمین را ضامن روزیش گردانم و در پس تجارتِ هر تاجری به  فکر او باشم.

کافی،ج2،ص137

بسم الله الرحمن الرحیم

ساعت 6 صبح

شما: مامان برام داستان آبجی و داداشامو میگی؟

من: کدوم داداش و آبجی؟ کدوم داستان؟

شما: همونی که من داداش آبجی دارم! بزرگشون میکنم! دوسشون دارم! بهشون شیر میدم! میبرمشون مدرسه و...

(نمیدونم کدوم شیر پاک خورده ای این داستانارو برات تعریف کرده بودعینک)

من: آهانتعجب خب آره دیگه تو بعدنا یه داداش داری و یه آبجی. اینا که کوچولوأن تو کمکشون میکنی، دوسشون داری، باهاشون بازی میکنی،

شما(لبخند بر لب): آره! بعدشم وقتی تو میری سرکار، من بهشون شیر میدم! حمون(حموم) میبرمشون! نگهشون میدارم تا تو بیای!مگه نه؟

من: به ترتیب1-تعجب2-خنده 3- خوشمزه

شما: بعد اونا بزرگ میشن، اندازه من میشن، مگه نه؟

من: آره دیگه! اونا اندازه تو میشن، تو اندازه سینا میشی! بعد اونا اندازه سینا میشن، تو اندازه دایی محمد میشی! اونوقت تو میری سربازی! بعد داداشت سرباز میشه، اونوقت تو داماد میشی(الهی من فدای پسر دامادم بشملبخند)..

شما: داماد میشم؟

من: آره دیگه، داماد میشی، زن میگیری..

شما: اونا که تنها میمونن؟

من: کیا؟!

شما: آبجی و داداشام دیگه! نخیرم، من نمیخوام اونا تنها بمونن..گریهگریه

یعنی من باید چیکار میکردم اونوقت؟متفکر خدایا ممنونتم که اون لحظه کمکم کردی تا خودمو کنترل کنم و بقول مامان آیه بانو مثل مامانای گربه  نخورمتلبخند

/ 40 نظر / 185 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الیما

حتما بد گفتم همین هایی رو که اینقدر دقیق و جذاب براش می نویسید که دلِ ما رو می بره

عمه

سلام.عیدت مبارک[گل][گل]

یار مهربان

سلام عیدتون مبارک یعنی واقعا؟؟؟ یه بچه ی دیگه ؟؟!!

یار مهربان

سلام مجدد شما ساداتین، حواسم نبود. خیلی التماس دعا.

حانیه

[خنده] سلام تاخیر داشتم بسسسسیار. اسباب کشوندیم داریم مرتب میکنیم. فدای این گلپسر مهربونت. خستگیم رفع شد .بوس

ولایت عشق2

سلام. حالا ما همسایه های خوبی!!! هستیم هیچی نمیگیم شما نباید فکر عیدی ما باشین؟؟؟!!![نیشخند] عید ولایت مبارک[گل]

نسیم بهاری

خوبه دیگه از الان به فکر آبجی و داداش نداشتشه

ما(من و گاهی بابا)

بسیار بسیار سپاسگزارم که یاد ما رو زنده کردی خوااهر ![مغرور] اعیاد مبارک یادمه قبلا هم ی چندباری آخر سناریوها ی خیالیش گریه کرده بود ، مثل جریان شیرینیه عروسی شما ! چقدر با مزه ست !!

فاطمه ی خدا

سلام عیدشما مبارک باشه خانوم.[گل]عیدی ما که یادتون نرفته.ایشالا دعای خیرت بهترین عیدی هست واسم. من که این پسرت رو خیلی دوست دارم.داداشش و ابجیش هم اگر مثل خودش باشن که خیلی عالی میشه.[چشمک]