اوپ بازی

این مدل توپ بازی دیگه آخرشه. می دونستم که علاقه ت به توپ بازی به هرطریق مثل فوتبال و والیبال وافره ولی فکرشم نمیکردم بتونی خیالی هم توپ بازی کنی.لبخند

ماجرا مربوط به دیشبه . وقتی از خونه مامان جون برگشتیم خونه خودمون همینکه خواستیم وارد راه پله بشیم شروع کردی به ناله و فغان که ددر ددر و حاضر نبودی حتی یک قدم جلوتر(به سمت آپارتمان) برداری از طرف دیگه چون هوا تاریک بود و بابا هم نبود که مارو جایی ببره راضیت کردم که به همون حیاط خونه قناعت کنی. ولی ظاهراَ مشکل به اینجا ختم نیشد حالا ازم اوپ(توپ) میخواستینیشخند و البته حق داشتی خشک خالی  که نمیشد تو حیاط موند و متاسفانه اثری هم از اوپ نبودناراحت .حسابی درمانده شده بودم که چطور سه طبقه رو برم بالا اوپ بردارم بیام پایین آخه تو هم حاضر نبودی همکاری کنیعصبانی. شانسی همون لحظه به ذهنم خورد که اوپ بازی خیالی راه بندازمخنده. با هیجان گفتم محمد مهدی بیا الکی اوپ بازی کنیم و بلافاصله پامو به حالت شوت کردن درآوردم و اوپ خیالی رو شوت کردم. باورم نمیشد که اینقدر رضایتمندانه و به سرعت این مدلو بپذیری و بتونی به خوبی از عهده ش بربیای.خندهلبخند خلاصه اینکه حسابی بازی کردیم و بنظرم خنده های تو هنگام بازی خیالیمون به مراتب بیشتر از زمانی بود که با یک اوپ واقعی بازی می کردیملبخند

بنظرم این پذیرش راحت شما برای بازی تخیلی و انجام بازی تخیلی به راحتی و بدون هیچ تمرین قبلی و توضیح زیادی حکایت از قوه تخیل بالاتون داره.

/ 2 نظر / 9 بازدید

[لبخند][لبخند]

خاله نرگس

بگما قوه تخیلت به خاله نرگست رفته.... [ماچ][ماچ][ماچ] [قلب][قلب][قلب]