لو دادن پیتزا

چند شب پیش بابا مارو مهمان پیتزا 8 میلیمتری کرد، و تو در کمال لذت و علاقه یک ردیف کامل از پیتزای منو خوردی. شکمو خنده

 تو راه برگشت به خونه یک سری هم به خونه مامان جونی زدیم و ایشون هم که کاملاَ متعجب شده بود از اینکه اونموقع شب خونه ش رفتیم ازم پرسید کجا بودید و البته من هم که بیخبر از حرفهای آتی شما بودم، در جوابش گفتم:رفته بودیم یک دوری بزنیم.چشمک

نیم ساعت بعد:

دایی تقی:محمد مهدی! چرا دایی دور لبت کثیفه؟(البته من سعی کرده بودم صورتتو کامل تمیز کنم)هیپنوتیزم

شما:پیییزا(وای لومون دادیعصبانی)

دایی تقی:به به چشمم روشن ! مامان ببین نوه ت چی میگه؟محمد مهدی چی خوردی؟: و تو هم در جواب دایی دوباره و با خنده گفتی پیییزا و  در جواب سوال دوم دایی، وقتی ازت پرسید نوشابه هم خوردی بلافاصله گفتی:نه آب(که دایی در اعتراض به ما گفت:خیلی نامردید خودتون نوشابه میخورید اونوقت به بچه آب میدید) و حالا دایی دیگه ول کن نبود و هی ازت سوالای مختلف میپرسید و تو هم قشنگ جوابشو میدادیگریهخنده

همه اشخاص حاضر از اینکه پیتزا خوری مخفی مامان و باباتو لو داده بودی میخندیدن و البته ما هم کمی  شرمسار بقیه شدیم.

حالا خاله نرگس تصمیم گرفته هر روز صبح که میاد پیشت یک آمار کامل از اتفاقات دیشب خونه مون، بگیره ازت نیشخند 

/ 4 نظر / 9 بازدید
مهدی

تیتر مطلب باید می شد: لو دادن پیتزا

زهرا

ماهم یه دونه پیتزا تو فریزر داریم .البته 2 ماهی هست که انتظار خوردن از طرف مارو میکشه!!!

دایی محمد

شما باشین که چیزی رو از ما قایم نکنین [نیشخند]

غريبه...

وقتي ميگن حرف راستو از بچه بشنو همينه ديگه[خنده]