خانه اردیبهشت

یک ماهی هست که به توصیه مامان آراد تو کلاسهای خانه اردیبهشت ثبت نام کردیم . باورم نمیشه که اینقدر علاقه مند بشی و برای رفتن به کلاس  هیجان داشته باشی. حالا دیگه با وعده کلاس رفتن میشه تمام حرفهای منطقی و غیر منطقی دنیارو بهت فهموند و قبولوندچشمکنیشخند. اونجا دوستای خوبی هم پیدا کردی مثل(عیی) علی ،(آیاد)آراد و (آشا)آرشام.(بماند که یکسره باهم در حال جنگ اسباب بازی هستیدعصبانی)ولی خب همینکه اسم کلاس میاد بلافاصله شروع میکنی به اسم بردن از دوستات.تازه هرجا هم که مدرسه میبینی با صدای بلند به همه اعلام میکنی :"کی یاس" "کی یاس" و بعد اصرار به رفتن داخل مدرسه.

خدا کنه وقتی بزرگ هم شدی همینطور علاقه مند رفتن به مدرسه باشیقلب

راستی دیروز بعد از کلاس ، اول علی و بعد تو بخاطر اینکه من و خاله مرجان شما دو تارو از هم جدا کردیم تا به خونه هامون بریم اشک ریختیدگریه

/ 1 نظر / 9 بازدید
مرجان

علی هم جدیدا وقتی بهش میگم بریم کلاس میگه: کوشش؟