بیداری

امروز خیلی خوابم میاد ولی متأسفانه باید آرزوی خوابیدنو تا شب با خودم داشته باشم آخه پسر خوب بچه ای که مادرش کارمنده که نباید نصف شب بیدار شه و بازی کنه:گریه

دیشب با اینکه خیلی دیر خوابیدی (حدوداً ١١:٣٠) ولی نمیدونم چی شده بود که ساعت ۴:٣٠ از خواب بلند شدی و هر کاری کردم نخوابیدی. البته کاش فقط نمیخوابیدی بازی میکردی و میخواستی منم پا به پات بازی کنم . رو زمین غلت میزدی و با پا میزدی رو دست من . دردم نمیومد اما حسابی کلافه شده بودم آخه خیلی خوابم میومد.قسمت جالبش اینجاست که وقتی بهت گفتم بیا بریم تو گهواره  بخوابونمت بلند شدی و به سمت اتاق راه افتادی . اگه بگم مسیر حال تا اتاقو چیکار کردی تعجب میکنی خود من هم تعجب کرده بودم :تو مسیر آواز میخوندی ن ن ن ن ن ن ن خنده

هم میخواستم بخورمتخوشمزه هم میخواستم بکشمتعصبانی

/ 0 نظر / 8 بازدید